مطلبی در باب شرائط حاکم بر افراد حاصل از زنا از حیث کسب تابعیت  


دوستی بسیار شریف و از همکاران قضائی اهالی حقوق در مورد شرائط حاکم بر افراد حاصل از زنا از حیث کسب تابعیت سئوالی پرسیده بودند که لازم می نماید به تعریض این مطلب که ماده ی 976 قانون مدنی در شرایط هفتگانه ی خود نسبت به این امر سکوت اختیار نموده و نیز در ماده ی 1167 در این امر که طفل حاصل از زنا به زانی ملحق نمی شود تابعیت فرد حاصل از زنا یا به عبارتی تابعیت افراد حاصل از رابطه ی نا مشروع را در تردیدی عمیق فرو برده است. لیکن دکترین حقوقی در این مورد با توجه به سکوت قانون و بعضا حقوقدانان راه حل هایی پیشنهاد داده است که که یکی از این موارد اجرای سیستم خاک در مورد این افراد است. 

در سایت مطالعات راهبردی زنان و در ذیل مقاله ای با عنوان تأثير ازدواج مرد خارجي و زن ايراني بر تابعيت فرزندان نوشته ی عباس تدين مجيد يوسفي این گونه اشاره گردیده است که:

در قانون ايران راجع به اطفالي که نسب آنها نامشروع است بحثي نشده، چون برابر مقررات فقهي اطفالي که نامشروع هستند را نمي­توان ملحق به پدر دانست؛ لذا امکان تعيين تابعيت آنها از طريق بند 2 ماده 976 ق. م. وجود ندارد. ولي چنانچه اين اطفال در ايران متولد شوند يا سـاکن ايران باشند، در اين صورت مي­توان با استفاده از بندهاي ماده 976 ق. م. و با استفاده از سيستم خاک يا قاعده محل سکونت، به آنان تابعيت اصلي ايراني داد. در صورتي که اين اطفال در خارج ايران بدنيا آمده باشند و محل سکونت يا اقامت آنها ايران نباشد، ولي محرز شود که پدر طبيعي آنـها ايراني است، مي­توان با توجه به رأي وحدت روية ش 617 مورخه 3/4/76 هيأت عمومي ديوان عالي کشور آنان را ايراني دانست (مجموعه تنقيح شده­ قوانين و مقررات حقوقي،1384: ج1، ص 922).

متن رأي بدين شرح است: «به موجب بند الف ماده 1 قانون ثبت احوال مصوب 1355 يکي از وظايف سازمان ثبت احوال، ثبت ولادت و صدور شناسنامه است و مقنن در اين مورد بين اطفال متولد از رابطه مشروع و نامشروع تفاوتي قائل نشده است و تبصره ماده 16 و 17 قانون مذکور نسبت به مواردي که ازدواج پدر و مادر به ثبت نرسيده باشد و اتفاق در اعلام ولادت و صدور شناسنامه نباشد يا اين که والدين طفل نامعلوم باشد، تعيين تکليف کرده است. ليکن در مواردي که طفل ناشي از زنا باشد و زاني اقدام به اخذ شناسنامه نمايد با استفاده از عمومات و اطلاق مواد ياد شده و مسأله 3 و 47 از مـوازين قضائي از ديدگاه حـضرت امام خميني (ره) زاني پدر عـرفي طفل تلقي و نتيجه اينکه کليه تکاليف مربـوط به پدر از جمله اخذ شناسنامه بر عهده وي مي­باشد و حـسب ماده 884 ق.م. صرفاً موضوع توارث بين آنها منتفي است».

لذا مجوز اخذ شناسنامه براي طفل ناشي از روابط نامشروع، به معني پذيرش تابعيت ايراني طفل است، چرا که شناسنامه ايراني براي ايرانيان صادر مي­گردد. اما آنچه روشن است اين که تابعيت اين اطفال اکتسابي نبوده و تابعيت اصلي تلقي مي­گردد؛ اگرچه نمي­توان آن را تابعيت اصلي نسبي دانست. 

همچنین در مقاله ای با عنوان تابعيت طفل طبيعي در نظام حقوقي ايران جناب مصطفی دانش پژوه در باب چگونگی اعمال سیستم خون برای چنین افرادی و تقابل دکترین های مطروحه در این مورد می نویسد :

ماده‏ي 976 قانون مدني ايران، خالي از ابهام و اجمال نيست. يكي از مصاديق اين ابهام و اجمال، تابعيت طفل طبيعي (فرزند نامشروع) است كه برخي او را مشمول بند2 اين ماده دانسته و درنتيجه تبعه‏ي دولت ايران به شمار مي‏آورند؛ ولي اكثر شارحين، به دليل نامشروع بودن نسب، او را از قلمرو شمول اين بند خارج مي‏دانند.
بنابراين، ريشه‏ي اصلي اختلاف، به تفاوت ديدگاه‏ها درباره‏ي آثار مترتب بر نسب و الحاق يا عدم الحاق طفل طبيعي به پدرش بازمي‏گردد. به همين جهت اين مقاله در تلاش است با تبيين مفهوم نسب و آثار گوناگون آن و نشان دادن تأثير مشروعيت و عدم مشروعيت نسب در ترتّب اين آثار، از اين ماده‏ي قانون مدني ابهام‏زدايي كرده و چگونگي تابعيت دولت ايران براي طفل طبيعي ايراني را با اجراي سيستم خون روشن سازد.
واژه‏هاي كليدي: تابعيت تولدي، تأثير مشروعيت، تابعيت طفل طبيعي، سيستم خون، سيستم خاك، اقامتگاه.
مقدمه
مقصود از تابعيت، پيوندي حقوقي، سياسي و معنوي بين شخص و دولتي معين است، به‏گونه‏اي كه شخص از اعضاي جمعيت اصلي تشكيل‏دهنده‏ي آن دولت به شمار آيد. (دانش‏پژوه، 1381، ص27ـ30)
اهميت تابعيت از نظر حقوقي ـ جداي از ساير جهات ـ در اين است كه وجود يا عدم تابعيت مبناي اصلي بهره‏مندي يا محروميت از بسياري از حقوق و امتيازات است؛ چنان‏كه بنياد اساسيِ تعهد به تكاليف و يا معافيت از آنها نيز تابعيت است.
تابعيت، برحسب زمان پيدايش، به دو دسته تقسيم مي‏شود: يكي تابعيتي كه فرد به محض تولد دارا مي‏شود و به‏نام‏هاي مختلف تابعيت «تولدي»، تابعيت «مبدأ» و تابعيت «اصلي» خوانده مي‏شود و ديگري تابعيتي كه با فاصله‏اي پس از تولد براي فرد حاصل مي‏گردد و با تسامح، تابعيت «اكتسابي» ناميده مي‏شود.
براي تعيين تابعيت تولديِ فرد معيارهاي مختلفي وجود دارد و دولت‏ها بر حسب ديدگاه‏هاي بنيادين حقوقي و يا مصالح سياسي و اجتماعي خود، يك يا چند معيار را مبناي تابعيت تولدي در نظام حقوقي و قانوني خود قرار مي‏دهند. مهم‏ترين اين معيارها، معيار خون يا نسب، معيار خاك يا زادگاه، و معيار اقامتگاه است.
قانون‏گذار قانون مدني ايران، خون و نسب را اصلي‏ترين معيار تابعيت تولدي قرار داده است و در مقام بيان و شمارش اتباع ايران مي‏گويد: «كساني كه پدر آنها ايراني است، اعم از اين‏كه در ايران يا در خارج متولد شده باشند» تبعه‏ي ايران محسوب مي‏شوند. (قانون مدني، ماده‏ي 976)
اما اطفال سر راهي كه پدر و مادر آنها مجهول و درنتيجه، نسب آنان نامعلوم است و نمي‏توان با استفاده از اين معيار آنان را تبعه‏ي ايران محسوب كرد، قانون‏گذار براي پيش‏گيري از بي‏تابعيتي اين افراد ـ كه موقعيتي مشكل‏آفرين را هم براي فرد و هم براي دولت ايجاد مي‏كند ـ معيار زادگاه را مكمل معيار خون قرار داده و تصريح مي‏كند كه «كساني‏كه در ايران متولد شده و پدر و مادر آنان غيرمعلوم باشند» (همان، بند3) نيز، ايراني محسوب مي‏شوند.
واقعيت اين است كه مواد مربوط به تابعيت در قانون مدني ايران به‏گونه‏اي تدوين و تحرير شده‏اند كه ايرادات فراواني بر آنها وارد است (امامي، 1363، ص160؛ ارفع‏نيا، 1369، ص75) كه از جمله مهم‏ترين اين ايرادها، يكي شفاف و روشن‏نبودن عبارات قانون و، درنتيجه، پيدايش پرسش‏ها و حتي ابهاماتي است كه يافتن پاسخ آن به‏راحتي ممكن نيست و موجب تفاسير متضاد از قانون گشته است و از ديگر مصاديق بارز اين ايرادها، موضوع بحث اين مقاله، يعني تابعيت تولديِ طفل نامشروع بر مبناي سيستم خون يا نسب است. آيا بند 2 ماده‏ي 976 قانون مدني اين دسته از افراد را نيز شامل مي‏شود، يا به فرزنداني اختصاص دارد كه حاصل پيوند زناشويي مشروع و قانوني باشند؟
با فرض شمول، مشكلي وجود نخواهد داشت، اما با فرض عدم شمول، تكليف تابعيت اين دسته از اطفال چه خواهد شد؟ بديهي است كه در مقام پاسخ اين پرسش و دفاع از قانون‏گذار، نمي‏توان فورا با استناد به بند 3 همين ماده، مسئله را حل شده پنداشت و بر مبناي سيستم خاك، آنها را تبعه‏ي دولت ايران دانست؛ چرا كه موضوع بند 3، طفلي است كه پدر و مادر او نامعلوم‏اند، در حالي كه موضوع پرسش، طفلي است كه از رابطه‏ي نامشروع والدين معلوم متولد گرديده است، پس مشمول موضوع بند 3 نخواهد بود؛1 و بنابراين، با فرض معلوم بودن والدين، نوبت به اجراي سيستم خاك و زادگاه نمي‏رسد؛ به عبارت ديگر، موضوع بند 3 آن است كه نسب طبيعي ـ چه مشروع و چه نامشروع ـ نامعلوم است، در حالي كه در موضوع بحث، نسب طبيعي، معلوم اما نامشروع است.
همان‏طور كه اشاره شد، اين ابهام سبب تفاسير متضادي گشته است؛ اكثر شارحين قانون مدني با استناد به اصل «عدم الحاق فرزند نامشروع به والدين خويش» و درنتيجه، عدم ترتّب آثار حقوقي بر نسب نامشروع، موضوع سؤال را از قلمرو شمول بند 2 ماده‏ي 976 خارج دانسته و سيستم خون را غيرقابل استناد و اجرا پنداشته و براي حل مشكل به راه‏هاي ديگري توسل جسته‏اند؛ اما گروه اندكي هم با رد اين دلايل، موضوع سؤال را هم‏چنان مشمول بند مذكور دانسته، با استناد به آن، طفل نامشروع از پدر و مادر ايراني را تبعه‏ي ايران به شمار مي‏آورند. حق با كدام گروه است؟
از آن‏جا كه مبناي اختلاف مذكور به ترتّب يا عدم ترتّب آثار حقوقي بر نسب نامشروع بازمي‏گردد، داوري و تحقيق در مسئله ايجاب مي‏كند كه پس از نقل اقوال طرفين و دقت و تأمل در آنها، نخست نگاهي كلي به انواع و اقسام نسب و آثار حقوقي مترتب بر آنها داشته باشيم و سپس مسئله‏ي رابطه‏ي نسب و تابعيت را تعيين كنيم؛ و از آن‏جا كه قانون مدني ما به‏طور كلي و به‏ويژه در مباحث مربوط به احوال شخصيه و از جمله مبحث نسب، مبتني بر فقه اسلامي است، لازم است كه ديدگاه فقه را درباره‏ي اين مسئله جست‏وجو و كشف كنيم؛ چنان‏كه لزوم تفسيري اسلامي ـ يا حداقل غيرمخالف با اسلام ـ به استناد اصل چهارم قانون اساسي نيز، بر اين جست‏وجو و كشف تأكيد مي‏كند. همان‏طور كه دريافت نظر فقه نسبت به تابعيت طفل نامشروع نيز به روشن شدن اين مسئله كمك مي‏كند؛ زيرا هر چند قواعد مربوط به تابعيت، با نگاهي ملّي ـ و نه اسلامي ـ تدوين يافته‏اند، پس از انقلاب اسلامي و تدوين قانون اساسي، اندكي رنگ ديني هم به خود گرفته‏اند؛ پس بايد به‏گونه‏اي تفسير شوند كه با اسلام مخالفتي نداشته باشند.

مبحث اول: نقل اقوال
الف) سخن مخالفان اجراي سيستم خون (بند 2 ماده‏ي 976)
يك: آقاي دكتر سيدجلال‏الدين مدني مي‏نويسد:
در اعمال قاعده‏ي فوق [سيستم نسب] چند نكته‏ي قابل توجه وجود دارد:
1. در صورتي طفل تابعيت پدر را تحصيل مي‏كند كه با ازدواج صحيح به‏وجود آمده، يا بر طبق قانون مدني، شرعا ملحق به پدر باشد.
2. طبق ماده‏ي 1167 قانون مدني «طفل متولد از زنا به زاني ملحق نمي‏شود.» و وقتي قانون‏گذار رابطه‏ي پدري را براي چنين طفلي نشناخته، تابعيت را هم نمي‏توان از اين طريق به طفل داد. (مدني، 1375، ص98)
با اين بيان، ايشان چنين فردي را از راه سيستم خون فاقد تابعيت ايران دانسته و راه ديگري براي ايراني محسوب شدن او ارائه نكرده است.
دو: آقاي دكتر محمود سلجوقي مي‏نويسد:
منظور از اين تابعيت، تابعيت پدر در زمان تولد فرزند است. انتساب طفل به پدر نيز بايد مشروع باشد. (سلجوقي، 1370، ص204)
و سپس در پاورقي چنين توضيح مي‏دهد:
اين نظر به اقتضاي قاعده‏ي مندرج در ماده‏ي 1167 قانون مدني، كه در آن قيد شده «طفل متولد از زنا به زاني ملحق نمي‏شود»، بيان شده است؛ با اين حال، فرزند متولد در ايران، اگر تابعيت ايراني پدر به جهتي به او انتساب نيابد، دست‏كم، بر اساس معيار خاك از اتباع ايراني به شمار مي‏آيد. (همان)

دوستان عزیز می توانند تمام مقاله را در سایت  بانک اطلاعات مـقـالات اسـلامـي مورد مطالعه قرار دهند.

 

اخبار + واژگان تجاری  (اینکوترمز)

اول:

اینکه با گذشت یک ماه از دستگیری ماهیگیران ایرانی در آبهای ساحلی قطر و وخامت حال سه تن از دستگیر شدگان هنوز خبری در خروجیهای خبرگذاری های ایرانی مشاهده نمی شود.

دستگیری 6 ماهیگیر ایرانی به خاطر ورود غیر قانونی به آبهای ساحلی قطر اگرچه به لحاظ حقوق بین الملل اقدامی قانونی می باشد لیکن استانداردهای حاکم بر روابط بین الدول ایجاب می نماید که بلافاصله نسبت به شفاف سازی اقدام صورت گرفته و توجیه حقوقی آن اقدام لازم از سوی دولت قطر صورت پذیرد و به جاست که وزارت امور خارجه نیز در این مدت اطلاعات مربوط به واقعه و پیشرفت رایزنی های خود را تا بدانجا که خللی در امر مصالح ملی وارد نیاید به عموم ارائه نماید.

با این همه منتظر نتایج اقدامات وزارت امور خارجه خواهیم ماند.


دوم:

اینکه آقای کمالی نژاد در وبلاگ اطلاعات حقوق بین الملل  اقدام به معرفی سایتی نموده اند برای دریافت رایگان کتب حقوق بین المللی ایجاد گردیده است. به نقل از ایشان:

موسسه Internet Archive  موسسه ای غیر انتفاعی است که در سال 1996 با هدف تدارک یک کتابخانه الکترونیکی تشکیل گردید. این پایگاه علاوه بر اینکه دسترسی کاربران را به مجموعه های نرم افزاری و صوتی- تصویری میسر می سازد، در بردارنده هزاران کتاب از جمله در زمینه حقوق بین الملل است. دسترسی کاربران به محتوای این پایگاه رایگان بوده و نیازی به عضویت ندارد. این سایت در بردارنده بیش از 700 کتاب کلاسیک مرتبط با حقوق بین الملل از قرن 17 میلادی تا اواسط قرن بیستم است؛ تالیفات نویسندگانی بزرگ همچون گروسیوس، بینکرشوک، دو واتل، اپنهایم، پوفندرف، ولف و ... که حق کپی رایت آنها منقضی گردیده است، کتبی که در کتابخانه های حقوقی ایران به ندرت یافت می شوند. کتاب های مزبور توسط اسکنرهای پیشرفته شرکت های Google و Microsoft با همکاری برخی کتابخانه های حقوقی همانند کتابخانه های دانشکده حقوق هاروارد، دانشکده کالیفرنیا، دانشکده مک گیل و ... به قالب کتاب الکترونیکی (ایبوک) تبدیل شده اند.
لینک های دانلود برخی از کتب موجود

ijnkershoek, A Tearitise of Law of War, 1810, 18.7M, Download
Oppenhime, International Law, A Treatise, 1905, 15.9M; Download
Robert Phillimore, Commentaries upon International Law, 1861, 26M; Download
Thomas Holland, Studies in International Law, 1898, 7M; Download

سوم:


اینکه اتاق بازرگانی بین المللی نسخه جدید اصطلاحات بازرگانی بین المللی معروف به اینکو ترمز را به صورت رسمی منتشر نمود.

به نقل از وبلاگ مرکز مطالعات حقوق بین الملل:

نسخه جدید اصطلاحات بازرگانی بین المللی (اینکو ترمز)  که از ژانویه سال ۲۰۱۱ به مورد اجرا گذاشته خواهد شد از ۱۳ مورد به ۱۱ مورد کاهش یافته است. در سالهای اخیر، اتاق بازرگانی بین المللی اهتمام ویژه ای به توسعه معیارها و قواعد مرجع تجارت بین المللی با توجه به واقعیت ها و پیشرفت های صورت گرفته در حوزه بازرگانی به خصوص تجارت الکترونیک داشته است. اصطلاحات بازرگانی بین المللی برای نخستین بار از سال ۱۹۳۶ میلادی مورد پذیرش قرار گرفته و معرف تعاریف و قواعد مقبول تفسیر اصطلاحات عمومی بازرگانی است که در قراردادها و مراودات بازرگانی داخلی و بین المللی مورد استفاده قرار می گیرند. این اصطلاحات توسط آنسیترال به عنوان معیار مورد پذیرش قرار گرفته اند.


دولت ها و نحوه ی شکل گیری آنها از دید حقوق بين الملل با رویکردی بر مفهوم حاکمیت

نویسنده: داود عباسی


ماكس وبر[1] معتقد است دولت عالی ترین نهاد سیاسی است که انحصار اعمال زور مشروع را در اختیار دارد. این یک تعریف از دولت در حوزه ی علوم سیاسی است که به طور تقریبی وارد حوزه ی حقوق و حقوق بین الملل نیز گردیده است. دولت از نقطه نظر اینکه یگانه موجودیت دارای اقتدار سیاسی جهت اعمال اراده می باشد؛ از اهمیت مؤثری در روند بررسی های مفاهیم مرتبط با حاکمیت برخوردار است.  حاکمیت و یا به تعبیری اراده و اقتدار سیاسی[2] دولت به عنوان اصلی ترین رکن هر دولتی، از اجزاء لا یتجزای آن بوده و هیچ دولتی بدون حاکمیت نمی تواند تصور شود؛ مگر دولت هایی که در استعمار بوده و یا تحت اشغال دولت دیگر برای حفظ موجودیت اجبار به تبعیت داشته باشند.

طبق يکي از نظريات رايج در خصوص منشاء تشکيل دولت، انسان بدواً در حالت طبيعي زندگي مي‌کرده و از آزادي کامل و بدون محدوديت برخوردار بوده... و چون افراد بشر در وضع طبيعي در مخاطرات زيادي قرار داشتند ونمي‌توانستند به تنهايي برآن مشکلات غلبه نمايند لذا براي مقابله با قدرت قاهره ی طبيعت به سمت همکاري و تشريک مساعي سوق داده شدند و در طي اين طريق به انعقاد قرارداد اجتماعي و تشکيل دولت رسيده‌اند. روسو به عنوان بنيان گذار نظريه ی فوق معتقد است که افراد اجتماع، با تن دادن به تشکيل دولت و ملزم نمودن خود به اطاعت از اين قدرت برتر، انتظار داشتند اين نهاد نو ظهور رفاه و امنيت و رشد و شکوفايي را براي آن ها ايجاد و به آن ها احترام گذاشته و موجبات عزت و سربلندي آن ها را فراهم آورد.[3]

اما به تدريج و با گذشت زمان، دولت هر روز بر قدرت خود افزوده و در عوض خدمت به مردم، خود به عنوان بزرگ ترين دشمن مردم درآمده و باعث نقض حقوق اوليه ی مردم گرديد. آنچه تاريخ نويسان از نحوه ی عمل و قساوت و سنگ دلي حاکمان اين دولت ها نوشته ‌اند مهر تأييدي بر اين رويه ی ناروا مي‌باشد. در اين دوره ‌ها سخت ‌ترين جرم ها، جرم خيانت به حکومت بود که معمولاً با مجازات اعدام مواجه مي‌شد. در ايران باستان و حتي پس از آن، کيفر خيانت پيشگان اعدام خود و خانواده‌ شان بود. در دوران بعد از اسلام نيز چنين انحرافي از سوي حاکمان وقت وجود داشته است و در کشورها و جوامع ديگر چنين وضعيت مشابهي به چشم مي‌خورد.[4]

و اما دولت ها چگونه تشکیل می یابند و به عبارتی طی چه فرایندی تأسیس می گردند.

ماده ی یک کنوانسیون 1933 مونته ویدئو راجع به حقوق و تکالیف دولت ها شروط تشکیل دولت ها را چنین بیان می دارد:

1.      جمعیت دائمی[1]

2.      سرزمین مشخص[2]

3.      حکومت[3]

4.      ­­­­­­­­­­­­­­­حاکمیت[4]


ادامه نوشته

مسولیت بین المللی دولتها در قبال اعمال خشونت آمیز اشخاص خصوصی در چهار چوب تروریسم

نویسنده : بهزاد آذری آقاجری. دارای مدرک کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، مدرس دانشگاه.


چکیده : اعمال متخلفانه بین المللی دولتها موجد مسئولیت بین المللی آنها می باشد. هر عمل متخلفانه نیز از دو رکن فاعلی؛ انتساب پذیری عمل به دولت و رکن موضوعی؛ نقض تعهد بین المللی، تشکیل یافته است. اصل اساسی در انتساب عمل به دولت آن است که اعمال اشخاص خصوصی قابل انتساب به دولت نیست. با این حال تحت شرایطی ممکن است اشخاص خصوصی به مثابه رکن عملی دولت تلقی شوند و یا اینکه دولت عمل آنان را مورد شناسایی و پذیرش قرار دهد. این موارد در طرح کمیسیون حقوق بین الملل راجع به مسوولیت بین المللی دولت لحاظ شده است ولی بعد از حوادث 11 سپتامبر، مسائلی همچون پناه به تروریست ها و یا حمایت از آنان به طور جدی مطرح شده که در طرح کمیسیون مذکور نیز لحاظ نشده است.

با توجه به موارد فوق، در صورت انتساب عمل تروریست ها به دولت، دولت صدمه رساننده مستقیما مسوولیت بین المللی داشته و دولت صدمه دیده نیز تحت شرایطی، حق دفاع از خود را خواهد داشت. مقاله حاضر بررسی موارد فوق را پیش روی خوانندگان می نهد.

واژگان کلیدی: مسوولیت بین المللی دولت، اشخاص خصوصی، تروریسم، دفاع مشروع.

ادامه نوشته

گزارش اخیر سازمان ملل: تدابیر شورای امنیت برای مبارزه با تروریسم فاقد مبنای حقوقی است

مارتین شنین، "گزارشگر ویژه ملل متحد راجع به ترویج و حمایت از حقوق بشر و آزادی های اساسی هنگام مبارزه با تروریسم"، در گزارش تقدیمی خود به مجمع عمومی اعلام کرد رژیمی که توسط شورای امنیت برای مبارزه با ترویسم ایجاد شده، خارج از صلاحیت شورای امنیت است، شورا باید تدابیر خود را در زمینه مبارزه با تروریسم قاعده مند کرده و به جای صدور قطعنامه های متعدد، الزامات دولت ها را در چارچوب یک سند بیان کند [متن گزارش فعلاً در دسترس نیست و قرار است به زودی به شورای حقوق بشر تقدیم شود].گزارش می افزاید اقدام شورا در تحمیل برخی الزامات بر دولت ها از طریق قطعنامه 1373 (قطعنامه شورا پس از حملات تروریستی 11 سبتامبر)، منتهی به "اقدامی شبه قانونگذاری" گردیده است که  هم از حیث زمانی و هم از لحاظ مکانی نامحدود است. صرف نظر از توجیهی که شورا در هنگام اتخاذ قطعنامه 1373  در سال2001 داشته است، اجرای این قطعنامه پس از گذشت 9 سال از حادثه 11 سبتامبر،  نمی تواند به عنوان پاسخی مناسب برای یک تهدید خاص علیه صلح و امنیت بین المللی پذیرفته شود. این قطعنامه از چارچوب صلاحیتی شورا فراتر رفته و همچنان خطراتی را برای حمایت از برخی استانداردهای بین المللی حقوق بشر در پی دارد. بعلاوه قطعنامه 1267 (مصوب 1999) نیز که با هدف وضع تحریم های هوشمند علیه القاعده وطالبان تصویب شد، محدود به زمان و مکان خاصی است و راجع به گروه مشخصی از اشخاص است. مبنای حقوقی این تحریم ها، وجود تهدید علیه صلح از طرف رژیم دوفاکتوی افغانستان (حکومت طالبان) و به قصد وا داشتن طالبان به تحویل دادن رهبر القاعده بود (کمیته اجرایی قطعنامه 1267). این قطعنامه نیز اگرچه در قالب تدبیر ضروری موقت بر اساس فصل هفتم منشور برای حفظ صلح و امنیت بین المللی اتخاذ شد، اما فراتر از اختیارات اعطایی به شورا بر اساس منشور است. چرا که از طرفی فهرستی دایمی از اشخاص و موجودیت های تروریستی که در هر جای جهان وجود دارند را تهیه کرده است،  و از سوی دیگر قطعنامه، الزامات اجرایی خود را بر اساس منشور بر تمام دولت های عضو تحمیل می کند. شوار اگرچه برای اصلاح "فهرست اسامی اشخاص تروریست"، و آیین رسیدگی جهت اعتراض به لیست مزبور و حذف نام اشخاص متهم از این فهرست، اقداماتی را از جمله با تاسیس دفتر امبادزمن، انجام داده است، اما این اقدامات ناکافی است، بلکه ضروری است اشخاص متهم  در اعتراض به تحریم آنان از سوی مقامات سیاسی، به محاکم حقوقی نیز دسترسی داشته باشند. شورا باید با تصویب یک قطعنامه جدید "که بر اساس فصل هفتم اتخاذ نشده باشد"، آن را جایگزین دو قطعنامه مزبور کند و در آن تدابیر خود را در رابطه با مبارزه با تروریسم و الزاماتی که دولت ها در این زمینه دارند، اعلام کند. این قطعنامه باید به طور صریح در بردارنده مقررات حقوق بشر بوده و شورا تایید کند که سازمان  ملل متعهد به رعایت حقوق بین الملل بشر است، و در پایان می افزاید همانطور که مجمع عمومی در استراتژی جهانی ملل متحد در مبارزه با تروریسم بیان کرده، تدابیر موثر برای مبارزه با تروریسم و رعایت حقوق بشر منافی یکدیگر نیستند، بلکه مکمل و تقویت کننده یکدیگرند.

منبع: خبرگزاری ملل متحد