دولت ها و نحوه ی شکل گیری آنها از دید حقوق بين الملل با رویکردی بر مفهوم حاکمیت
نویسنده: داود عباسی
ماكس وبر[1] معتقد است دولت عالی ترین نهاد سیاسی است که انحصار اعمال زور مشروع را در اختیار دارد. این یک تعریف از دولت در حوزه ی علوم سیاسی است که به طور تقریبی وارد حوزه ی حقوق و حقوق بین الملل نیز گردیده است. دولت از نقطه نظر اینکه یگانه موجودیت دارای اقتدار سیاسی جهت اعمال اراده می باشد؛ از اهمیت مؤثری در روند بررسی های مفاهیم مرتبط با حاکمیت برخوردار است. حاکمیت و یا به تعبیری اراده و اقتدار سیاسی[2] دولت به عنوان اصلی ترین رکن هر دولتی، از اجزاء لا یتجزای آن بوده و هیچ دولتی بدون حاکمیت نمی تواند تصور شود؛ مگر دولت هایی که در استعمار بوده و یا تحت اشغال دولت دیگر برای حفظ موجودیت اجبار به تبعیت داشته باشند.
طبق يکي از نظريات رايج در خصوص منشاء تشکيل دولت، انسان بدواً در حالت طبيعي زندگي ميکرده و از آزادي کامل و بدون محدوديت برخوردار بوده... و چون افراد بشر در وضع طبيعي در مخاطرات زيادي قرار داشتند ونميتوانستند به تنهايي برآن مشکلات غلبه نمايند لذا براي مقابله با قدرت قاهره ی طبيعت به سمت همکاري و تشريک مساعي سوق داده شدند و در طي اين طريق به انعقاد قرارداد اجتماعي و تشکيل دولت رسيدهاند. روسو به عنوان بنيان گذار نظريه ی فوق معتقد است که افراد اجتماع، با تن دادن به تشکيل دولت و ملزم نمودن خود به اطاعت از اين قدرت برتر، انتظار داشتند اين نهاد نو ظهور رفاه و امنيت و رشد و شکوفايي را براي آن ها ايجاد و به آن ها احترام گذاشته و موجبات عزت و سربلندي آن ها را فراهم آورد.[3]
اما به تدريج و با گذشت زمان، دولت هر روز بر قدرت خود افزوده و در عوض خدمت به مردم، خود به عنوان بزرگ ترين دشمن مردم درآمده و باعث نقض حقوق اوليه ی مردم گرديد. آنچه تاريخ نويسان از نحوه ی عمل و قساوت و سنگ دلي حاکمان اين دولت ها نوشته اند مهر تأييدي بر اين رويه ی ناروا ميباشد. در اين دوره ها سخت ترين جرم ها، جرم خيانت به حکومت بود که معمولاً با مجازات اعدام مواجه ميشد. در ايران باستان و حتي پس از آن، کيفر خيانت پيشگان اعدام خود و خانواده شان بود. در دوران بعد از اسلام نيز چنين انحرافي از سوي حاکمان وقت وجود داشته است و در کشورها و جوامع ديگر چنين وضعيت مشابهي به چشم ميخورد.[4]
و اما دولت ها چگونه تشکیل می یابند و به عبارتی طی چه فرایندی تأسیس می گردند.
ماده ی یک کنوانسیون 1933 مونته ویدئو راجع به حقوق و تکالیف دولت ها شروط تشکیل دولت ها را چنین بیان می دارد:
1. جمعیت دائمی[1]
2. سرزمین مشخص[2]
3. حکومت[3]
4. حاکمیت[4]
بسم الله الرحمن الرحیم