اخبار + قضیه لیبی و وضعیت حقوقی حاکم بر محیط بین الملل

اول اینکه:

نیروهای نظامی کشورهای عربی به استثنای کویت در قالب شورای همکاری خلیج فارس وارد کشور بحرین گردیدند. آنچه در این میان از اهمیت ویژه برخوردار است اینکه طبق  منشور سازمان ملل و اصول پذیرفته شده مداخله در کشورهایی که دچار جنگ داخلی و یا انقلاب شده اند مردود بوده و هیچ کشوری نمی تواند به درخواست طرفین نزاع چه دولت و چه مخالفان دولت وارد کشور در حال نژاع گردد. اصل مترقی در این مورد می تواند این باشد که در دولتی که دچار درگیری داخلی است حتی اگر میزان این درگیری در حد قابل کنترل باشد هیچ دولتی نباید حق مداخله را حتی در صورت درخواست دولت برای خود قائل گردد.

ممکن است اعلام شود که بحرین دچار جنگ داخلی نبوده و دولت توان اداره کشور را دارا می باشد که در این صورت باید اعلام نمود که چه نیازی به نیروهای نظامی خارجی می باشد و در صورت وقوع جنگ و نزاع داخلی و عدم کنترل مؤثر دولت باز این اصل بین المللی جاری خواهد بود که هیچ دولتی نباید در صورت بروز جنگ داخلی در کشور محل نژاع مداخله داشته باشد.

دوم اینکه:

نیروی حافظ صلح فرانسوی (اگرچه با همکاری نیروی های سازمان ملل) اقدام به مداخله در ساحل عاج و اشغال فرودگاه ابیجان نموده اند. نیروهای حافظ صلح فرانسوی در حال حاضر با نیروهای اوران باگبو به نفع السان واتارا وارد نبرد شده اند که به لحاظ حقوقی جای بسی تامل دارد. چرا که هیچ مجوزی از سوی شورامی امنیت برای مداخله ی نظامی در این سطح به هیچ کشور یا سازمان بین المللی و منطقه ای داده نشده و این اقدام فرانسه کاملا بر خلاف موازین بین المللی می باشد.

سوم اینکه:

متعاقب قطعنامه ی 1970 شورای امنیت (اعمال فشارهاي غيرقهري مانند تحريم مسافرتي، مالي، نظامي، دستور به كشورهاي عضو ملل متحد براي بازرسي كشتي و هواپيماهاي مشكوك به حمل كالاهاي تحريم شده، منع صدور كالاهاي نظامي، مزدوران و كمكهاي مالي به ليبي و ارجاع وضعيت ليبي به ديوان بين الملل كيفري) در مورد وضع تحریم ها بر علیه لیبی شوراي امنيت در تاریخ  27 اسفندماه 1389 برابر با 17 مارس 2011، شورای امنیت قطعنامه 1973 را در يك مقدمه و يك متن 29 ماده اي و دو ضميمه (تحريم مسافرتي و مالي هفت نفر از مسئولان ليبيايي) جهت ایجاد منطقه ی پرواز ممنوع[1]( همانند آنچه که در عراق و تا حدودی شبیه به آنچه که در یوگسلاوی سابق روی داد) صادر کرد.  

کشورهای امریکا، انگلیس، کانادا، فرانسه، دانمارک، رومانی، هلند، نروژ، اسپانیا، بلژیک، ترکیه، ایتالیا، یونان، امارات و قطر نیز در این راستا اقدام به تامین نیروی نظای جهت اجرای قطعنامه ی شورای امنیت نمودند. در این راستا فرماندهی عملیات یکی از مشکلات جدی مجریان عملیات بود[2] و همچنین واژه ی هرگونه اقدام ضروری[3]  که در این رایطه روسیه و چین نا رضایتی خود را از تفسیر غرب (اقدام نظامی فراتر از منطقه ی پرواز ممنوع) اعلام نمودند.

بررسی وضعیت حقوقی حاکم

شورای امنیت به لحاظ جایگاه بین المللی خود مسئول حفظ صلح و امنیت بین المللی در جهان است و نیز تنها مرجع تفسیر وضعیت های مخل است. بدین لحاظ مداخلات متعددی از سوی این مرجع بین المللی در کشورهای متعدد به خصوص بعد از سال 1991 صورت گرفته است.

صحبت در مورد اینکه این قطعنامه جای اشکال داشته و یا تفاسیر ارائه شده از آن با اصل قطعنامه فاصله دارد و یا اینکه عملیات نیروهای بین المللی به لحاظ فرماندهی و ... پرداختن به جزئیاتی است که اصل مبحث حقوقی مرتبط با این مباحث را به حاشیه کشانده و موجب فراموشی آن می گردد.

آنچه در این میان از اهمیت فزاینده ای برخوردار است اینکه، جهان در چهارچوب حقوقی حاکم بر آن فعلا با تفاسیر کشورهای دارنده حق وتو از یک سو و کشورهای بلوک غرب به همراه امریکا از سوی دیگر اداره می شود. قواعد حقوقی حاکم بر محیط بین الملل و نیز قواعدی که ایجاد می گردد از دو صورت خارج نیست یا ضرری به منافع این دو گروه ندارد و یا اینکه ضامن منافع آنها در حال و آینده است. تأسیسات حقوقی حاکم بر محیط بین الملل در موارد حقوق بشری و امنیت انسانی نیز از این قاعده خارج نیست. اگر چه باید عنوان داشت که ذهنیت جهانی با توجه آنچه که استاد بزرگوار جناب دکتر عسگر خانی آنرا خیر مشترک می نامد درگیر بوده و نیت اصلی اقتدار گرایان عرصه بین الملل همواره در ابهام بوده است.[4]

اگرچه حقوقدانان بسیاری هنوز ذهنیتی در وجود رابطه بین سخنان پتروس غالی و کوفی عنان به ویژه در اجلاس هزاره و اقدامات بین المللی در کشورهای متعدد و نیز مبحث مداخله و مسئولیت حمایت ندارند لیکن آنچه که امروزه به وفور با آن برخورد می کنیم بحث حقوق بشر و لزوم حمایت بین المللی از امنیت انسانی از یک سو و مسئولیت جمعی دولت ها در راستای مسئولیت حمایت از افراد انسانی از سوی دیگر می باشیم.

باید در نظر داشت که سیستم اقدام جمعی شکل گرفته، روز به روز در حال توسعه است و نمی توان با غیر قانونی خواندن اقدام این نهاد بین المللی شاهد اقداماتی بود که این نهاد با توسل به منشور سازمان ملل و همراهی کشورهای جهان انجام می دهد. یافتن الترناتیو نیز با توجه به اوضاع فعلی جهان کاری حاد و دشوار است که نیازمند مرور زمان و تعدیل ایدئولوژی های حاکم بر دارندگان کشورهای حق وتو می باشد. لیکن اقداماتی را نیز می توان انجام داد که در این میان می توان به صدور اعلامیه های متعدد از سوی مجمع عمومی و اقدام اکثریت اعضاء مجمع عمومی در صورتی که شورای امنیت در شک و تردید به سر می برد است. تدوین اصول اقدام جمعی در موارد بحرانی همانند آنچه که در لیبی و دیگر کشورهای روی می دهد و یا استفاده از طرح های تحقیقاتی کمیسیون های خاص و مستقل مانند گزارش کمیسیون مداخله و حاکمیت دولت ها از مواردی است که باید مد نظر گیرد.

باید به یاد داشت که اگر اقدامی در این راستا انجام نگیرد در آینده شاهد رفتارهای متناقض مدعیان مسئولیت حمایت مانند اقدام های متناقض در لیبی و بحرین باشیم. عدم عکس العمل بین المللی در این مورد حاد ( تدوین اصول حاکم بر اقدام جمعی در موارد ناقض صلح و امنیت بین المللی) به غرب فرصت حمایت غیر قانونی از کشورهای ناقض حقوق بین الملل می دهد و حقوق کشورهای ضعیف با اقتدار هرچه بیشتر کشورهای متخلف ضایع می گردد.



[1] no-fly zone

[2] که در این میان ترکیه نقش مهمی را در خارج نمودن امریکا و به ویژه فرانسه از رهبری عملیات را ایفا نمود.

[3] all necessary measures

[4] به اعتقاد حقیر جهان هیچگاه از قاعده ی سلطه ی قوی بر ضعیف برکنار نبوده و حوزه ی حقوق بین الملل نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد. عمده ی تاسیسات حقوقی همانند بیانیه ی الجزائر و یا قضیه ی اوستیا و آبخازیا و نیز تاسیس رژیم اسرائیل همگی تابع این نظر می باشند. در این مورد و به لحاظ مطالعه ی مصادیق بیشتر می توانید قضیه ی لیبی( قطعنامه های 1970 و 1973) را با بحرین ( سکوت مجامع بین المللی در مورد رفتارهای ضد انسانی دولت بحرین و نیروهای عربستان در آن کشور ) و ساحل عاج ( اقدام صلح بانان فرانسوی در اشغال فرودگاه ابیجان بدون مجوز شورای امنیت) و اقدامات اخیر رژیم اسرائیل( حمله به کاروان صلح و تطابق آن با حقوق بین الملل دریاها 1982 و سکوت شورای امنیت) مقایسه نمائید.

اخبار + مبحث حقوق نرم

اول اینکه: همانطور که قبل نیز مطلع گردانیده بودم سودان در پی یک رفراندوم به احتمال بسیار قوی به دو بخش شمال و جنوب تقسیم خواهد شد.

بعد از تحولات 1989 و روی کار آمدن دولت البشیر در سودان این کشور همواره در حال جنگ و خونریزی بوده و تجزیه آن به سپری شدن سالها خشونت و خونریزی امری گریزناپذیر نموده است. جنوب سودان منطقه ای به وسعت فرانسه با تنها 50 کیلومتر راه شوسه حدود 80 درصد منابع انرژی سودان را در اختیار داشتهو بر خلاف شمال منطقه ای نسبتا سرسبز است.

به هرحال در نتایج اولیه آنطور که پیش بینی می شد از جمعیت حدود 7.4 میلیونی دارفور حدود 80 درصد دارای حق رای بودند که بنابه اظهر مقامات محلی حدود 96 درصد به جدائی دارفور از سودان رای داده اند که نتایج نهایی در 15 بهمن ماه اعلام خواهد شد.در پایان به روزشمار حوادث سودان اشاره می شود.

بازبيني تحولات سودان از نيمه دوم قرن 20
-----------------------------------------------
مرور برخي رويدادها در سالشمارتحولات سياسي سودان مسيرحركت خزنده استعماري از نيمه دوم قرن بيستم تا دهه اول قرن بيست و يكم را براي تجزيه بزرگترين كشور آفريقايي-عربي شفاف مي سازد.

- 1881 شورش سوداني ها عليه دولت استعماري

- 1956 استقلال سودان

- 1958 كودتاي نظامي عليه دولت ملي

- 1962 شروع جنگ داخلي در جنوب سودان

- 1964 انقلاب اكتبر و برپايي دولت اسلامي

- 1969 كودتاي نظامي عليه دولت

- 1971 شكست دولت كودتا

- 1972خودمختاري جنوب سودان طبق توافقنامه صلح آديس آبابا

- 1978 كشف نفت در 'بنتيو' درجنوب سودان

- 1983 جنگ داخلي بين شورشيان جنوب و دولت

- 1985 بركناري دولت اسلامي و تشكيل دولت ائتلافي

- 1988 صلح دولت ائتلافي با شورشيان

- 1989 قدرت گرفتن انقلاب نجات ملي از طريق كودتا

- 1993 انحلال شوراي فرماندهي انقلاب و رئيس جمهوري عمر البشير

- 1998 حمله آمريكا به كارخانه اي در خارطوم به بهانه توليد سلاح هاي شيميايي

- 1998 حمايت 96 درصدي مردم از قانون اساسي جديد

- 1999 شروع صادرات نفت سودان

- 2000 انحلال مجلس ملي سودان به دليل اختلاف البشير با حسن الترابي رئيس پارلمان

- 2001 امضاي تفاهم نامه بين الترابي و شورشيان جنوب

* پذيرش ابتكار مصر-ليبي براي ميانجيگري توسط خارطوم

*آمريكا، تحريم هاي يكجانبه عليه سودان را يكسال ديگر تمديد كرد

- 2002 امضاي توافق نامه صلح بين دولت و شورشيان جنوب

- فوريه 2003 شورش شورشيان غرب دارفور عليه دولت

- اكتبر 2003 آزادي الترابي بعد از سه سال زندان

- ژانويه 2004 حمله ارتش به دارفور

- سپتامبر 2004 درخواست سازمان ملل براي دخالت در دافور

*اعلام كشتار دارفور به عنوان نسل كشي توسط كالين پاول وزير خارجه وقت آمريكا

- مارس 2005 تحريم شوراي امنيت

- ژوئن 2005 امضاي توافق تقسيم قدرت بين شمال و جنوب

* آزادي الترابي كه از مارس 2004 به خاطر كودتا دستگير شده بود.

- مه 2006 امضاي توافق بين شورشيان دارفور و دولت

- اكتبر 2006 اخراج 'جان پرونك' مقام ارشد سازمان ملل به دليل ايجاد جنگ رواني عليه خارطوم از 2004 تا 2006

- نوامبر 2006 تمديد دوره حضورنيروهاي اتحاديه آفريقا براي شش ماه

- آوريل 2007 پذيرش استقرار بخشي از 20 هزار نفر نيروي سازمان ملل در دارفور

- مه 2007 اعلام تحريم هاي جديد عليه سودان

- جولاي 2007 تصويب قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل براي اعزام 26 هزار نيرو به دارفور

- مارس 2008 درگيري شورشيان جنوب و شبه نظاميان در منطقه نفت خيز ابيه

- مي 2008 جنگ بين شمال و جنوب درباره 'ابيه'

- ژوئن 2008 'توافق بشير و سالوا كر' براي پذيرش داوري دادگاه بين المللي لاهه درباره 'ابيه'

- جولاي 2008 درخواست دادستان عالي دادگاه بين المللي لاهه براي دستگيري البشير

- نوامبر 2008 درخواست البشير براي آتش بس در دارفور

- دسامبر 2008 اعزام ارتش سودان به مناطق نفت خيز جنوب

- مارس 2009 صدور حكم دستگيري البشير از سوي دادگاه بين المللي جنايات جنگي لاهه

- ژوئن 2009 اعلام آمادگي سالوا كر رهبر شورشيان جنوب براي جنگ با خارطوم

- جولاي 2009 پذيرش حكم داوري بين المللي درباره 'ابيه' توسط خارطوم و جوبا

- آگوست 2009 فرمانده نظامي سازمان ملل در منطقه، جنگ دارفور را تمام شده اعلام مي كند

- فوريه-مارس 2010 امضاي توافقنامه صلح بين شورشيان دارفور و دولت

- آوريل 2010 انتخاب دوباره البشير به رياست جمهوري

- جولاي 2010 صدور دومين حكم دادگاه بين المللي رسيدگي به جنايات جنگي لاهه براي دستگيري البشير


______________________________________________

بررسي سالشمار چگونگي شكل گيري همه پرسي سودان نيز نكاتي را به دست مي دهد كه حاكي از تحميلي بودن روند نهايي شدن همه پرسي جدايي است:


* درتوافقنامه صلح سال 2005 ميان خارطوم و شورشيان جنوب همه پرسي در مورد جدايي جنوب ثبت شد.
- مه 2004، توافق دولت سودان و شورشيان درباره تقسيم قدرت براي پايان دادن به دو دهه جنگ.

- ژانويه 2005 امضاي توافقنامه صلح بين شورشيان و دولت سودان

- جولاي 2005 امضاي قانون اساسي و انتخاب يكي از رهبران شورشيان به عنوان معاون اول رئيس جمهوري و گرفتن خودمختاري

- سپتامبر 2005 تشكيل دولت تقسيم قدرت در خارطوم

- اكتبر 2005 تشكيل دولت خودمختار در جنوب سودان

- اكتبر 2007 با اعلام شكست توافقنامه صلح 2005، سودان جنوبي از دولت ائتلافي خارج شد.

- مارس 2008 درگيري بين قبايل عرب و شورشيان جنوب در 'ابيه'

- آوريل 2008 انجام سرشماري ملي به عنوان يكي از ملزومات برگزاري همه پرسي مورد نظر توافقنامه صلح.

- ژوئن 2008 پذيرش البشير و سالوا كر به داوري بين المللي درباره ابيه

- ژوئن 2009 اعلام آمادگي رهبر شورشيان براي جنگ با دولت

- دسامبر 2009 توافق شمال و جنوب درباره برگزاري همه پرسي

- ژانويه 2010 اعلام پذيرش همه پرسي از سوي البشير

- آوريل 2010 انتخاب دوباره البشير به رياست جمهوري

- اكتبر 2010 قطعي شدن زمان برگزاري همه پرسي جدايي جنوب

- نوامبر 2010 شروع ثبت نام براي راي گيري شركت در همه پرسي

- دسامبر 2010 صدور اعلاميه استقلال از سوي شورشيان جنوب سودان بر خلاف توافقنامه صلح 2005 كه بر تلاش براي وحدت جنوب و شمال تاكيد دارد.

- 9 ژانويه 2011 آغاز همه پرسي جدايي جنوب

- 15 ژانويه زمان پايان همه پرسي 



دوم اینکه: دولت تونس راسما با فرار رئیس دولت ساقط گردیده و دولت انتقالی علی رغم مخالفت عده ی بیشمار مردم معترض به ویژه خانواده های قربانیان (حدود 100 قربانی) و اعلام سه روز عزای عمومی برای بزرگداشت یاد قربانیان به روی کار آمده است.

آنچه در این میان مهم می نماید اینکه این تحرکات مردمی در  خاورمیانه و افریقا نشان دهنده ی تحرکاتی است که در دوره ی انقلاب فرانسه 1789 روی داده و جنبش های انقلابی مردم در سرتاسر اروپا دولتمردان را به وحشت انداخته بود که هیئت رهبری اروپائی و کنسرت اروپائی و به طبع آن مداخله (که بعد از کنگره ی وستفالی به طور کلی برچیده شده بود )دوباره برای سرکوب جنبش های ملی و ضعف حکومت ملی مطرح شد. نتیجه اینکه به نظر می رسد قرن 18 اروپا  در افریقا در حال شکل گیری آنهم به روش افریقائی است.

آنچه در این میان مهم می نماید اینکه جامعه ی بین الملل باید هرچه سریعتر نسبت به عواقب بد حوادث پیش رو حساسیت به خرج داده تا نگذارد حوادثی مانند سودان و رواندا در پی جریان انتقال دولت و یا جانشینی دولت ها که قطعا در این قاره روی خواهد داد منجر به سونامی انسانی گردد. در این مورد می توان به حوادث لبنان، فلسطین، اردن، مصر و غیره اشاره نمود که هر کدام به فراخور در حال تشنج ناشی از بیداری مردمی هستند.



سوم  اینکه: بحث حقوق نرم که یکی از مباحث کلیدی در حقوق بین الملل می باشد چند صباحی است که به بحث روز در حوزه ی حقوق بین الملل تبدیل شده و حتی در میان سئوالات دوره ی دکتری جای گرفته است.

تا کنون کتابی در مورد حقوق سخت و حقوق نرم که به زبان فارسی نگارش گردیده باشد موجود نبوده و تنها در بعضی مقالات به صورت جزئی و اندک به آن پرداخته شده است لیکن در منابع لاتین از آن سخن زیاد است.

حقوق نرم در مقابل حقوق سخت که از آن به گفته گلد (از زبان دینا شلتون) به منابع غیر الزام آور اولویت دار برای اجرا توسط ذولت ها تعبیر شده است عبارت است از قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل، اسناد و توافقنامه ها و تفاهم نامه های غیر الزام آوری که به لحاظ اخلاق و نزاکت بین المللی رعایت می گردند، رویه ها و هنجارها و ارزش های بین المللی که توسط دولت ها ایجاد می گردد و غیره گفته می شود که به نظر دینا شلتون به دو بخش primary soft law & secondary soft law تقسیم می شود.

در پایان دوستانی که تمایل دارند متن مقاله دینا شلتون استاد دانشگاه جورج واشنگتون را در رابطه با حقوق نرم مطالعه فرمایند اینجا کلیک فرمایند

اخبار + مبحث مسئولیت حمایت

اول: اینکه انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد دورۀ آموزشی تحول در وظایف دبیرکل سازمان ملل متحد در دهۀ اول قرن بیست و یکم را برگزار می کند 

 محورهای دوره و اساتید:

نقش دبیرکل در اصلاح ساختار سازمان ملل متحد (دکتر سید قاسم زمانی، دکتر آرامش شهبازی)

نقش دبیرکل در حفظ صلح و امنیت بین المللی (دکتر جمشید ممتاز، دکتر فریده شایگان)  

نقش دبیرکل در مدیریت دولت فروپاشیده (دکتر ستار عزیزی، دکتر حسن سواری)

نقش دبیرکل در حمایت از غیرنظامیان در مخاصمات مسلحانه (دکتر محمدرضا ضیایی بیگدلی، دکتر پوریا عسکری)

نقش دبیرکل در در مقابله با فجایع طبیعی، صنعتی و سیاسی (دکتر حسین شریفی طراز کوهی، دکتر امیر ساعد وکیل)

 مدت دوره: این دوره آموزشی از 28 بهمن تا 26 اسفند 1389، روزهای پنجشنبه از ساعت 8 تا 12 برگزار خواهد شد.

شرایط شرکت کنندگان در دوره: فارغ التحصیلان و دانشجویان دوره های کارشناسی ارشد و دکتری رشته های مرتبط ( حقوق بین الملل، حقوق عمومی، روابط بین الملل، علوم سیاسی و ...).

آغاز ثبت نام: 15 دی 1389 تا تکمیل ظرفیت.

تعداد شرکت کنندگان دوره محدود خواهد بود، لذا فهرست نهایی اسامی شرکت کنندگان برحسب تاریخ ثبت نام مشخص خواهد شد. محل برگزاری دوره متعاقباً به اطلاع شرکت کنندگان در دوره خواهد رسید. 

مدارک لازم برای ثبت نام:

1-درخواست ثبت نام، حاوی نشانی، شماره تلفن و نشانی پست الکترونیکی

2-فتوکپی صفحه اول شناسنامه و کارت ملی

3-فتوکپی آخرین مدرک تحصیلی یا کارت دانشجویی

4-یک قطعه عکس ۳ در ۴ 

5-فیش بانکی واریز مبلغ 1000000 ریال به حساب شماره 62727578  بانک تجارت، شعبۀ فلسطین انقلاب، کد 185، به نام انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد

 داوطلبان شرکت در دوره باید جهت ثبت نام، مدارک خود را در روزهای زوج به دفتر انجمن واقع در: تهران، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ساختمان جدید، طبقه دوم،  اتاق 254 ، تسلیم یا ارسال نمایند.  شماره تماس انجمن: 61112302 .


دوم: به نقل از موسسه حقوق بین الملل پارس شورای امنیت طی قطعنامه ۱۹۶۶ سازوکار بین المللی پرونده های باقیمانده دادگاه های کیفری (IRMCT) را تاسیس نمود.

بر این اساس مقرر شده است که در قالب این سازوکار بین المللی دو شعبه متولی پرونده های باقیمانده دادگاه بین المللی کیفری یوگسلاوی سابق و دادگاه بین المللی کیفری رواندآ باشند. شعبه رواندآ از اول ژولای ۲۰۱۲ و شعبه یوگسلاوی از اول ژولای ۲۰۱۳ شروع بکار خواهند نمود. البته دو دادگاه بین المللی تا ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴ وجود داشته و شورای امنیت از آنها خواسته است که کلیه اقدامات ممکن در جهت تسریع تکمیل پرونده ها تا آن تاریخ بعمل آید. مضافا شورا از دادگاه های اختصاصی و نهاد بین المللی خواسته است که برخی از پرونده ها را به صلاحیت های ملی احاله نمایند.

شایان ذکر است که براساس راهبرد تکمیل وظایف (که شورای امنیت در قطعنامه های ۱۵۰۳ و ۱۵۳۴ آمده بود) مقرر شده بود که دو دادگاه بین المللی اختصاصی رسیدگی به کلیه پرونده ها در مرحله تحقیقات  حداکثر تا پایان سال ۲۰۰۴ و در مرحله بدوی حداکثر تا پایان سال ۲۰۰۸ و کلیه فعالیتهای خود را تا پایان سال ۲۰۱۰ خاتمه بخشند.

متن اساسنامه نهاد بین المللی جدید التاسیسرا می توانید از اینجادریافت نمائید.


سوم: به نقل از وبلاگ حقوق بین الملل عمومی علامه طباطبائی مجله جامعه امریکایی حقوق بین الملل در آخرین شماره خود در اول دسامبر ۲۰۱۰ مقاله ای را از کاپیتان آشلی روچ مشاور حقوقی وزارت خارجه امریکا منتشر نمود.

 در این شماره به آخرین تحولات مربوط به وضعیت حقوقی مربوط به دزدی دریایی خصوصا در آبهای سومالی پرداخته است. آقای مهرداد محمدی کارشناس ارشد حقوق بین الملل با ترجمه روان این مقاله امکان مطالعه آن را برای همه علاقه مندان فراهم کرده اند که در ادامه می توانید مطالعه فرمایید. لازم به ذکر است اخیرا انجمن مطالعات سازمان ملل متحد نیز کتابی را با عنوان دزدی دریایی از منظر حقوق بین الملل منتشر کرده است که منبع خوبی برای علاقه مندان در این حوزه خواهد بود.

متن مقاله به زبان اصلی را می توانید از اینجا و ترجمه فارسی آن را از اینجا دریافت نمائید.


چهارم: به نقل از وبلاگ حقوق بین الملل عمومی علامه طباطبائی آقای میثم نوروزی کارشناس ارشد حقوق بین الملل نوشته ای را تحت عنوان رژيم حقوقي حاكم بر رودخانه مرزي ارس به رشته تحریر در اورده اند.

همانطور که مستحضرید یکی از ساز و کارهای حقوقی برای تعیین خطوط مرزی و تحدید حدود سرزمینی  بین دو یا چند کشور همانا موانع طبیعی مانند کوه ها و دره ها و رودخانه ها می باشد که بسته به موقعیت جغرافیائی این موانع می توانند بین دو یا چند کشور به وجود آمده باشند. شمال ایران  یکی از مناطقی است که در طول سده های اخیر دچار بیشترین تغییرات به لحاظ تجدید حدود سرزمینی شده است.

دوستان عزیز می توانند متن مقاله را از اینجا دریافت نمایند.


 پنجم: امروزه آنچه که در تمامی حوزه های حقوق بین الملل ورود پیدا کرده و به نحوی در تمامی این حوزه ها به چالش کشیده می شود حاکمیت دولت ها می باشد.

      امروزه تحول بنیادین در مفهوم حاکمیت و پیوند خوردن آن با بحث صلاحیت و اعمال بی قید و شرط آن و نیز مسئولیت بین المللی همچنان بر پیچیدگی مفاهیم مرتبط با حقوق بین الملل می افزاید. امروزه  هیچ مبحث حقوق بین المللی ای وجود ندارد که مرتبط با بحث حاکمیت نباشد و این میحث به تحدید آن نیانجامد. به گونه ای که رفته رفته با اقتدار حقوق بین الملل با کاهش اقتدار حقوق داخلی مواجه می شویم. یکی از مباحث بی شمار حقوق بین المللی مرتبط با بحث حاکمیت مبحث مسئولیت حمایت و مداخله بشردوستانه می باشد که در اجلاس هزاره و از زبان کوفی عنان بیان گردیده است. البته ژیش از او خاویر ژرز دکوئیار و ژطرس غالی نیز نظری اگرچه به صورت غیر مسقیم بر آن داشته اند.

      مسئولیت حمایت مفهومی واسط بین نقض فاحش حقوق بشر و مداخله ی بشردوستانه قهرآمیز است و همانطور که گفته شد صدور مجوزی برای مداخله در حاکمیت دولت است که در ارتباط با این بحث می توان به قضایای هائیتی یوگسلاوی سابق عراق سومالی رواندا و ... اشاره داشت

این موضوع به لحاظ اینکه حاکمیت کشورها را به صورت اساسی و زیر بنایی مورد خدشه قرار داده و در پاره ای موارد حتی منجر به تجزیه کشور می گردد از اهمیت والایی برخوردار است. با این همه بنده در ارتباط با این موضوع کمتر مقاله یا کتابی دیده ام که به طور عمیق و ریشه ای به مباحث مرتبط با آن بپردازد.

اینجانب در حدود سه سال است که در ارتباط با این موضوع به فعالیت می پردازم و جنبه های مختلف این حوزه ی مطالعاتی را از نظر گذرانده ام. حتی در این ارتباط نسبت به ترجمه ی گزارش کانادائی ها و نیز نگارش کتابی که به احتمال قوی در ماه های آینده به رشته ی تحریر درآید اقدام نموده ام.

در پایان می توانید در ادامه متن به مباحث پایه و اساسی در ارتباط با مفهوم مسئولیت حمایت دسترسی داشته باشید.

داود عباسی

 

ادامه نوشته